السيد محمد حسين الطهراني
260
امام شناسى (فارسى)
و اگر مرجع ضمير « هدايت » باشد ، معلوم است كه هدايت الهيّه ، همان مقام ولايت و امامت است ، كه بهوسيلهء آن مردم از شرك به توحيد ، و از غير خدا به خدا ، رجوع مىكنند ، و بالجمله در هر صورت چه ضمير راجع به كلمهء برائت و توحيد باشد ، و يا راجع به امامت و هدايت باشد ، آيه مباركه دلالت بر بقاء منصب امامت در ذريّه ابراهيم خواهد داشت . و البتّه اين مقام ، معلول مقام توحيد و ولايت است ، و مقام توحيد و ولايت لازمهاش اندكاك صفات بشرى در صفات خداست ، و از جمله صفت قدرت و علم است . امام بايد از تمام امّت عالمتر باشد بنابراين بايد امام داراى مقام علم جامع و گستردهاى باشد كه امّت و پيروان او بدان مرحله از علم راه پيدا نكرده باشند ، و آن درجه از علم پاك و بىشائبه كدورت ، و آن مرتبه از دانش وسيع و مطلق ، به دنبال خود لزوم تبعيّت و پيروى دگران را مىكشد . و بر همين اساس است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام به سرپرست خود آذر خطاب فرموده و مىگويد : « يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا » « 1 » اى پدر به درستى كه از جانب خدا دانشى به من رسيده است ، كه آن دانش به تو نرسيده است ؛ بنابراين لازم و واجب است از من پيروى بنمائى ! تا تو را در راه راست و صراط مستوى و هموار هدايت بنمايم . در اين آيه چنان كه ملاحظه مىشود وجوب تبعيّت آزر را از آراء و افكار خود فقط و فقط منوط و مربوط به علم خود و فقدان آن علم در آذر شمرده است ؛ بنابراين لزوم تبعيّت جاهل از عالم از قضايائياست كه احتياج به برهان ندارد ، و بلكه از قضايائيست كه قياساتها معها . لزوم پيروى جاهل از عالم در سه مرحله فطرى و عقلى و شرعى و بر اساس اين اصل مسلّم و اين قاعدهء كليّه ، بدون ذكر اين قاعده حضرت ابراهيم حكم خود را انفاذ نموده ، و مقام ابلاغ را به آزر رسانيده است ، و لذا در علم اصول فقه علماى اعلام اثبات فرمودهاند كه لزوم تبعيت جاهل از عالم
--> ( 1 ) ، سوره مريم : 19 - آيه 43